تاريخ : چهار شنبه 2 اسفند 1398برچسب:, | 11:5 AM | نويسنده : حدیثه

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

سلام دوستاي خوبم. خيلي خيلي خوش آمديد.

اميدوارم اوقات خوشي رو در اين وب سپري كنيد

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : سه شنبه 12 مرداد 1395برچسب:, | 8:29 PM | نويسنده : حدیثه

اگر هنوز به وبم سر ميزني ، و اگه اين پست رو خوندي

به تلگرامم پيام بده. بايد باهات صحبت كنم

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 8 فروردين 1395برچسب:, | 4:17 PM | نويسنده : حدیثه

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : جمعه 2 بهمن 1394برچسب:, | 11:45 PM | نويسنده : حدیثه

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : جمعه 2 بهمن 1394برچسب:, | 11:39 PM | نويسنده : حدیثه

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : جمعه 2 بهمن 1394برچسب:, | 11:27 PM | نويسنده : حدیثه

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 8 آذر 1394برچسب:, | 8:15 PM | نويسنده : حدیثه

آدم نمی داند در درون قلب دیگران چه می گذرد...
 
و او چگونه و به چه شکلی دوستت دارد...


وقتی کسی می گوید "دوستت دارم"...
 
مشخص نیست که چرا و چگونه دوستت دارد !...
 

دلیل به وجود آمدن این حس که او دوست داشتن فرض کرده 
 
کدام خصوصیت توست ؟؟..
 

و خود این حس در قلب او چقدر با چیزی که تو "دوست داشتن"
 
قلمداد می کنی متفاوت است !...


یادم می آید بچه بودم (شش-هفت ساله)..
 
یک نقاشی ساده از دو تا بچه (یک دختر، یک پسر) که داشتند با هم حرف می زدند .
 
توی یکی از کتابای خواهر بزرگترم دیدم..
 
دختر به پسر گفته بود: " من ماهی خیلی دوست دارم"...
 
 
و توی ابر فکر بالای کله اش ...
 

یک ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می کرد.
 

بعد پسر گفته بود: "من هم همینطور" ...
 
و توی کله ی او یک ماهی بود که داشت توی ماهیتابه جلزو ولز میکرد!


یادم می آید تا مدتها هر وقت می خواستم بگویم فلان چیز را "دوست دارم" 
 
به تته پته می افتادم که حالا نوع دوست داشتنم را چطور توضیح بدهم
 
تا اشتباه نشود!
 
تا همین امروز هم فکر می کنم به هر کس گفته ام " دوستت دارم"..
 
نفهمیده چطوری دوستش داشته ام !...
 
واگر کسی جایی پیدا شده که خیال کرده مرا دوست دارد ...
 
در نهایت به شیوه ی خودش دوست داشته...
 

 " سیمین بهبهانی "

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 8 آذر 1394برچسب:, | 8:9 PM | نويسنده : حدیثه

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست،
مرا شاد میکند....
لبخند را به دنیایم هدیه میکند.....
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم..!!
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم . . .
دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت،
تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم . . .
و من هنوز تو را مثل “ تمام شد ” مشق شبم دوست دارم . . .
دوستت داشتم،
دوستت دارم،
و دوستت خواهم داشت.....
از آن دوستت دارم ها.....
که کسی نمی داند،
که کسی نمی تواند،
که کسی بلد نیست !

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 8 آذر 1394برچسب:, | 7:58 PM | نويسنده : حدیثه

وقتی گیر می دهم به تو

وقتی با هر جوابی بهانه می گیرم

وقتی حسادت می کنم و تو کلافه می شوی

وقتی تلخ و تلختر می شوم!

وقتی با بغض و گریه تو را به شدت از خود می رانم ....

                                                               یعنی عاشقتم

                                             و برای داشتنت در حال جنگیدنم !

 

اگر روزی ساکت شدم و اوج گیر دادنم شد گفتن "هر جور راحتی"

                                                          یعنی احساس خطر...

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 8 آذر 1394برچسب:, | 7:49 PM | نويسنده : حدیثه

ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند …
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد …
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ….
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است …!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین …
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟!

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 8 آذر 1394برچسب:, | 7:40 PM | نويسنده : حدیثه

طبیعی است
پاییز جای تاسبتان را میگیرد
ولی قبول کن ....
هیچکس جای تورا نمیگیرد

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : چهار شنبه 4 آذر 1394برچسب:, | 7:6 PM | نويسنده : حدیثه

عاشق اون روزیم که
عسلم از مهدکودک بیاد..
تند تند سلام کنه ...
بعد بگه مامانی بابایی:
" فلدا تولد دوشتمه....
یه ذره مکث کنه..
بعد موهاشو بکشه
پاهاشو بکوبه زمین و بگه:
" حالا چی بوپوشم "??????
??????
بهش بگم:عسلی تو که تازه لباس خریدی بابایی پول نداره دیگه
دخترم چشاشو ریز کنه و دست ب کمر واسته بگه:عه حالا چه نوبت من سد پولات تموم سد؟                                                 واسه خانوم خانومات پول دالی ماسه من ندالی؟ حالا چه اینطولی سد منم میلم دنبال ی شوهل خوب میگلدم
بعدشم قر بده و برررره تو اتاقش...
بهش بگم:قربون عسلم برررم ک هرچی اخلاق تو مامانشه ب ارث برررده.بدو حاضرشو بریم برات لباس بخررررم...
بعد در اتاق و باز کنه و بدو بدو بپره بغلم بهم بگه:عاشقتم بابایی...منم علوس خودت میسم...
بعد بهش بگم:من فقط عاشق خانومه خودمم..

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : یک شنبه 1 آذر 1394برچسب:, | 7:37 PM | نويسنده : حدیثه

دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست

گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست

من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل

تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .

 

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : شنبه 30 آبان 1394برچسب:, | 7:35 PM | نويسنده : حدیثه

توفان‌ها
در رقصِ عظیمِ تو
به شکوهمندی
نی‌لبکی می‌نوازند،
و ترانه‌ی رگ‌هایت
آفتابِ همیشه را طالع می‌کند.

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
تاريخ : شنبه 23 آبان 1394برچسب:, | 10:50 PM | نويسنده : حدیثه

✔میدونی ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟

❥• یعنی ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﺎﺭﺗﻪ
ﯾﻬﻮ ﺩﻣﺎﻏﺸﻮ ﺑﮑﺸﯽ ﺗﺎ ﭼﺸﺎﺵ ﭘﺮ ﺍﺷﮏ ﺑﺸﻪ
ﺑﮕﻪ ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﺧﻞ ﺷﺪﯼ ؟
ﺑﮕﯽ ﺁﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻞ ِﺗﻮ !

❥•وقتی ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺑﺤﺚ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺭﯾﺰ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﮕﯽ
ﺧﺎﮎ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ
ﺑﺎﺯ ﺗﻮ ﺍﺧﻢ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻬﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ ؟
ﺍﺻﻼً ﮔﻮﺵ ﻧﻤﯿﺪﯼ ﻫﺎ !
ﺑﻌﺪ ﺗﺎ ﺑﯿﺎﺩ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻪ
ﺑﮕﯽ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﯽ ؟
ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟
ﺧﺐ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !

❥•یعنی بگیری محکم گازش بگیری که جیغش دربیاد
بگی لوووس!دردت اومد؟
خب بده جاشو بوس کنم


❥•دﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻦ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻊ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﯾﻬﻮ ﻭﺳﻂ ﺣﺮﻓﺶ ﺑﭙﺮﯼ ﻭ ﺑﮕﯽ
ﺗﻮ ﭘﺮﺍﻧﺘﺰ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ
ﻣﻦ ﺍﯾﺸﻮﻧﻮ ﺧﯿﻠﯽ دوس دارم
ﺧﺐ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ

❥•یعنی اینکه ساعت 5 صب که خوابه
آب بریزی رو سروصورتش
و وقتی بیدار شد
بگی دلم برات تنگ شد چقد میخوابی!

❥•دﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ
ﻣﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ای
آره من دیووووووووووووووونتم عشقمم

ابزار پرش به بالا
برچسب‌ها:
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 14 صفحه بعد