تاريخ : سه‌شنبه 12 مرداد 1395 | 20:33 | نويسنده : lovebird91

اگر هنوز به وبم سر ميزني ، و اگه اين پست رو خوندي

به تلگرامم پيام بده. بايد باهات صحبت كنم


تاريخ : یکشنبه 08 فروردین 1395 | 16:29 | نويسنده : lovebird91


تاريخ : جمعه 02 بهمن 1394 | 23:46 | نويسنده : lovebird91


تاريخ : جمعه 02 بهمن 1394 | 23:45 | نويسنده : lovebird91


تاريخ : جمعه 02 بهمن 1394 | 23:38 | نويسنده : lovebird91


تاريخ : یکشنبه 08 آذر 1394 | 20:17 | نويسنده : lovebird91

آدم نمی داند در درون قلب دیگران چه می گذرد...
 
و او چگونه و به چه شکلی دوستت دارد...


وقتی کسی می گوید "دوستت دارم"...
 
مشخص نیست که چرا و چگونه دوستت دارد !...
 

دلیل به وجود آمدن این حس که او دوست داشتن فرض کرده 
 
کدام خصوصیت توست ؟؟..
 

و خود این حس در قلب او چقدر با چیزی که تو "دوست داشتن"
 
قلمداد می کنی متفاوت است !...


یادم می آید بچه بودم (شش-هفت ساله)..
 
یک نقاشی ساده از دو تا بچه (یک دختر، یک پسر) که داشتند با هم حرف می زدند .
 
توی یکی از کتابای خواهر بزرگترم دیدم..
 
دختر به پسر گفته بود: " من ماهی خیلی دوست دارم"...
 
 
و توی ابر فکر بالای کله اش ...
 

یک ماهی قرمز داشت توی تُنگ شنا می کرد.
 

بعد پسر گفته بود: "من هم همینطور" ...
 
و توی کله ی او یک ماهی بود که داشت توی ماهیتابه جلزو ولز میکرد!


یادم می آید تا مدتها هر وقت می خواستم بگویم فلان چیز را "دوست دارم" 
 
به تته پته می افتادم که حالا نوع دوست داشتنم را چطور توضیح بدهم
 
تا اشتباه نشود!
 
تا همین امروز هم فکر می کنم به هر کس گفته ام " دوستت دارم"..
 
نفهمیده چطوری دوستش داشته ام !...
 
واگر کسی جایی پیدا شده که خیال کرده مرا دوست دارد ...
 
در نهایت به شیوه ی خودش دوست داشته...
 

 " سیمین بهبهانی "


تاريخ : یکشنبه 08 آذر 1394 | 20:14 | نويسنده : lovebird91

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست،
مرا شاد میکند....
لبخند را به دنیایم هدیه میکند.....
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم..!!
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم . . .
دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت،
تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم . . .
و من هنوز تو را مثل “ تمام شد ” مشق شبم دوست دارم . . .
دوستت داشتم،
دوستت دارم،
و دوستت خواهم داشت.....
از آن دوستت دارم ها.....
که کسی نمی داند،
که کسی نمی تواند،
که کسی بلد نیست !


تاريخ : یکشنبه 08 آذر 1394 | 20:09 | نويسنده : lovebird91

وقتی گیر می دهم به تو

وقتی با هر جوابی بهانه می گیرم

وقتی حسادت می کنم و تو کلافه می شوی

وقتی تلخ و تلختر می شوم!

وقتی با بغض و گریه تو را به شدت از خود می رانم ....

                                                               یعنی عاشقتم

                                             و برای داشتنت در حال جنگیدنم !

 

اگر روزی ساکت شدم و اوج گیر دادنم شد گفتن "هر جور راحتی"

                                                          یعنی احساس خطر...


تاريخ : یکشنبه 08 آذر 1394 | 19:54 | نويسنده : lovebird91

ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند …
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد …
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ….
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است …!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین …
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟!


تاريخ : یکشنبه 08 آذر 1394 | 19:49 | نويسنده : lovebird91

طبیعی است
پاییز جای تاسبتان را میگیرد
ولی قبول کن ....
هیچکس جای تورا نمیگیرد


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران