در اندرون تو كسي ست
دنيايي ست
و ترا ياري خواهد داد كه خواستن را
به شدن بدل كني
و نيرويي نهفته كه گام هايت را
پيوسته به راه تواند برد
پس خويشتن را آنگونه كه مي پسندي ترسيم كن
و دست به كار آنچه بايد.
هر روز تنها گامي بردار،آرام و پر توان
در امتداد آن روياي دلپذير
آري گاه چنين شود كه تداوم راه
سخت و ناممكن آيد
رويايت را فرو مگذار
پس آنگاه ، سحرگاهي فرا خواهد رسيد
كه چشم بگشايي و خويشتن را ببيني
بايسته و پرتوان
و آميختهء آنچه كه ميخواسته اي
اين كمترين پاداش شهامت است
و ايمان به آنكه در توست
و آويختن به روياهايت
روياهايت را فرو مگذار.
دونا لوين
مترجم : دكتر مهدي مقصودي
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند
کاظم بهمنی

بايد مراقب ترديدها بود!
آنها...
از پنهاني ترين نقاط،
عشق را نشانه رفته اند.
"سعيد نژاد سليماني"

دلم میخواد...
محکم بگیرمت بغلم و بچلونمت...
جیغ بزنی و با شیطنت بگی:
ولم کن عشقم یکی میبینه...
منم بگم ببینه...
مال خودمی...
عشق خودمی...
عمر منی عزیزم...
بذار همه بدونن...

هفت شماره را میگیرم ...
(ایمان ، عشق ، محبت ، صداقت ، ایثار ، وفاداری ، عدل)
... بــــــــــــــــــــوق ...
شماره مورد نظر در شبکه زندگی انسانها موجود نمی باشد،
لطفا" مجددا " شماره گیری نفرمایید !
هفت شماره دیگر !
(دوست ، یار ، همراه ، همراز ، همدل ، غمخوار ، راهنما )
... بــــــــــــــــــــوق ...
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد !
.
.
.
باز هم هفت شماره دیگر !
(خدا ، پروردگار ، حق ، رب ، خالق ، معبود ، یکتا)
... بــــــــــــــــــــوق... بــــــــــــــــــــوق ...
... لطفا" پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید !
... بــــــــــــــــــــوق ...
سلام ... خدای من !
اگر پیغاممو دریافت کردین، لطفا" تماس بگیرید، فقط یکبار !
من خسته شدم از بس شماره گرفتم و هیچکس، هیچ جوابی نداد !
شماره تماس من :
(غرور ، نفرت ، حسادت ، حقارت ، حماقت ، حرص ، طمع)
منتظر تماس شما هستم . انسان !
تو مرجاني، تو در جاني تو مرواريد غلطاني
اگر قلبم صدف باشد، ميان آن تو پنهاني

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظهء شادی که گذشت،
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز...

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ هست
ﺍﮔﻪ ﺑِﺸﮑﻨﻪ ، ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼَﺴﺒﯽ نِمیشه ﺩُﺭﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩ
مثل ﺩﻝِ ﺁﺩما


چه می آید به تو
اخم،
وقتی دیر می شود …
قرار به هم رسیدنمان!

اغلب فکر میکنیم اینکه به یاد کسی هستیم
منتی است بر گردن آن شخص!
غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم
این هنر اوست نه ما
“به یاد ماندنی بودن”
بسیار مهمتر از به یاد بودن است …