تو ناز مثل قناری
تو پاک مثل پرستو
تو مثل بد بده خوبی
برای من تو همیشه،
_همیشه محبوبی
تو مثل خورشیدی
که شرق شبزده را
_غرق نور خواهی کرد.
تومثل معجزه
_دروقت یأس و نومیدی_
ظهور خواهی کرد
پناهسایهء آسایشی
پناهم ده
درون خلوت امن و امید راهم ده...
"حمیدمصدق"

اگه یه روز حس کردی نبودن یه نفر بهتر از بودنشه،
چشماتو ببند و به نبودنش فکر کن،
اگه چشمات خیس شد
بدون که داری به خودت دروغ می گی...

قدر لحظه ها را بدان.
زمانی میرسد که تو دیگر قادر نیستی بگویی:
"جبران میکنم..."

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟؟
غافلگیر شدیم
خندیدیم
و دویدیم
و از صادای شالاپ و شلوپ آب لذت بردیم!
دومین روز بارانی را چطور؟؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی...!

نمی دانم چرا با آن که می دانم...
از آن من نخواهی بود...
باز با تاروپود جان...
در قلبم برایت خانه می سازم...!

گاهـــی …
میان وسعــــــــت دستان خالیـــم
حس می کنــم …
تمــــــــام دار و ندارم نگـاه توســـت….!

هے غـَریبــﮧ
شـَب ِ عـَروسے کـت و شـَلوار ِ سیــآهش رآ بـﮧ او بپـُوشــآטּ
رنـگ ِ سیــآه بـﮧ مـَـرد ِ مـَـטּ خـیلے مے آیـَد
بـَند ِ کـِروآتـش رآ خـُـودت سـِفت کـُـטּ
ایــטּ کــآر رآ دوسـت دآرد
وقـتے دستــآنت رآ مے گیــرد
خـُـودت رآ در آغـُـوش ِ او بے انـدآز
بــآ ایــטּ کــآر احســآس ِ آرآمـِش مے کــُند
زَحمـَت ِ تــآج ِ عـَروس رآ نــَکش
سـَلیقـﮧ اش رآ خـُـوب مے دآنـَم ، بـَرآیت گـِرفتـﮧ اسـت
خـُلآصـﮧ کـُنم غـَریبـﮧ
جـآטּ ِ تـُـو و جـآטּ ِ مـَـرد ِ مـَـטּ

بیشتر از آنچه سزاوارش باشم
بهم صدمه زدی
فقط به این خاطر که
بیشتر از آنچه سزاوارش باشی
عاشقت
بودم

اتل متل جدایی / عروسکم کجایی
گاو حسن پریشون یه / دل داره پراز خون
عشقم رفته هندستون / خونم شده قبرستون
یه عشق دیگه بردار / یه دنیاغصه بردار
اسمشو بذار بچگی / تا آخر زندگی....
آچین و واچین تموم شد / عمر منم حروم شد.




