چه کسی باور کرد ؟
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد...

به سلامتی اونی که تو عصبانیت خواست بهم آرامش بده
هر چی از دهنم در اومد بهش گفتم
آخرش فقط گفت: "بهتری؟"

شغل شریفیست
"سوختن"
برای کسی که
حتی لحظه ای برایت
"تب"
نکرد...

از حرفهای مردم دلگیر مشو
سالهاست که به هوای بارانی میگویند خراب

خواستم از عشق برات بگم،
گفتى مى دونم،
خواستم ازغم برات بگم،
گفتى مى دونم،
حالا ازته دل مى خوام بهت بگم دوستدارم
چون
مى دونم ک نمى دونى !
به آنهایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید :"دوستت دارم "
بگویید دراین دنیای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان.
بگویید گاهی فرصت باهم بودنمان کوتاه تر از عمر شکوفه هاست
"دوستت دارم ..."

یه گاز از دماغت میدی !؟
.
.
.
(از عاشقانه های خرگوش و آدم برفی !!!)

به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم ، پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا ، پر قاصدهایی است
که خبر می آرند ، از گل واشده ی دورترین بوتهء خاک
روی شن ها هم ، نقش سم اسبان سواران ظریفی است که صبح،
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است ،
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود ،
زنگ باران به صدا می آید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایهء نارونی تا ابدیت جاری است.
به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید،
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.
"سهراب سپهری"
